-
خدا هیچکسی رو اینطوری ضایع نکنه
یکشنبه 11 تیرماه سال 1391 18:45
واسه خوندن داستان بدو برو ادامه مطلب... علی:خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟ دانیال: خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن. علی:آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم، می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر ماچش می کنم و حسابی اون چشمای قشنگشو می بوسم. وای که چه موهای لختی داره...
-
داستان پیرمرد
یکشنبه 11 تیرماه سال 1391 18:28
پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود .تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد: پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم من نمی خواهم این مزرعه را از دست...
-
پسرک
یکشنبه 11 تیرماه سال 1391 18:16
پسر کوچک دستش را در جیبش کرد ، تمام پول خردهایش را در آورد و شمرد . بعد پرسید: بستنى خالى چند است؟.... خدمتکار با توجه به این که تمام میزها پر شده بود و عدهاى بیرون قهوه فروشى منتظر خالى شدن میز ایستاده بودند، با بیحوصلگى گفت : ٣۵ سنت پسر دوباره سکههایش را شمرد و گفت: براى من یک بستنی بیاورید. خدمتکار یک بستنى آورد...
-
عاقبت عاشقی
یکشنبه 11 تیرماه سال 1391 17:31
اینم آخر و عاقبت عاشقی
-
داستان تخم مرغ
شنبه 10 تیرماه سال 1391 00:21
درسی که مرد به همسرش داد ... زنی مشغول درست کردن تخم مرغ برای صبحانه بود. ناگهان شوهرش سراسیمه وارد آشپزخانه شد و داد زد : مواظب باش ، مواظب باش ، یه کم بیشتر کره توش بریز... وای خدای من ، خیلی زیاد درست کردی ، حالا برش گردون ،زود باش باید بیشتر کره بریزی ،وای خدای من از کجا باید کره بیشتر بیاریم ؟؟ دارن میسوزن مواظب...
-
کوله بار خاطرات
جمعه 9 تیرماه سال 1391 16:21
اینم کوله بار خاطرات یه دختر از دروران مجردی
-
جکهای تصویری-۱
جمعه 9 تیرماه سال 1391 12:31
قشنگاش توی ادامه مطلبه... دیدی دوباره می خواست نظر یادت بره....
-
التماس یک شلوار به صاحبش
جمعه 9 تیرماه سال 1391 12:10
-
خطای دید بی نظیر
جمعه 9 تیرماه سال 1391 11:45
به نظر شما در تصویر زیر رنگ قسمت بالا و پایین چه تفاوتی باهم دارد؟ خوب دقت کنید. رنگ دو قسمت یکیست! برای اطمینان انگشت خود را بر روی خط جداکننده بگذارید و نگاه کنید. توجه: انگشتتان باید کل خط را بپوشاند. نظر نظر نظر....
-
گل شب بوی بی نشان من
جمعه 9 تیرماه سال 1391 11:22
گرفته بوی توراخلوت خزانی من کجایی ای گل شب بوی بی نشانی من غزل برای تو سرمی برم عزیزترین اگرشبانه بیایی به میهمانی من چنین که بوی تنت در رواق ها جاری ست چگونه گل نکند بغض جمکرانی من عجب حکایت تلخی ست ناامید شدن شما کجا و من و چادر شبانی من در این تغزل کوچک سرودمت ای خوب خدا کندکه بخندی به ناتوانی من به پای بوس تو...
-
ای آخرین ستاره
جمعه 9 تیرماه سال 1391 11:13
ای آخرین ستاره که تاخیر می کنی من زود آمدم، تو چرا دیر می کنی من زود آمدم به یقینی که خواب رفت خوابی که ای نیامده تعبیر می کنی ای آخرین ستاره که با خنده ای زلال شب را اسیر صبح فراگیر می کنی تنها کجا بهانه ابری که چشم ماست تنها کجا صبوری تقدیر می کنی؟ با من بگو، نرفته به صبح تو می رسم یا آن که وعده وعده مرا پیر می کنی؟
-
بده در راه خدا!!!
پنجشنبه 8 تیرماه سال 1391 19:14
-
بگیرش عزیزم!!!
پنجشنبه 8 تیرماه سال 1391 19:03
بنظر شما اینا واسه داشتن این بچه زحمت نکشیدن که اینجوری پرتش میکنن!؟!؟ لابد نکشیدن .. .
-
امتحان ریاضی در حد تیم ملی!!!
پنجشنبه 8 تیرماه سال 1391 15:24
واقعا از این دانش آموزا پیدا میشه؟؟؟!!!! من که فک نمی کنم!!
-
باهوش!!!!
پنجشنبه 8 تیرماه سال 1391 15:18
صد بار گفتم سر به سر بچه نذارید!!
-
چند عکس جالب.
پنجشنبه 8 تیرماه سال 1391 15:14
دلت می خواد بقیه عکسها رو ببینی پس برو ادامه مطلب... حامد بهداد!!!! نظر یادتون نره
-
من و سکوت
پنجشنبه 8 تیرماه سال 1391 15:10
-
قتل گل
پنجشنبه 8 تیرماه سال 1391 15:09
-
درانتظار
پنجشنبه 8 تیرماه سال 1391 14:48
درانتظارظهورت چه رنجهاکه کشیدم برفت عمرونشدباروردرخت امیدم بیاددیدن رویت،چه ناله هاکه نکردم زگلستان جمالت گلی دریغ نچیدم شبان تیره بسی خون دل زدیده فشاندم دریغ ودردکه جزسوزوسازهیچ ندیدم به هرکجاگذرم شدسراغ وصل توجستم زفرط شوق لقایت به کوه ودشت دویدم زهرکه بوی ببردم که ره به سوی تودارد به عجزولابه لقای توراازاوطلبیدم...